مادر :میمش :مهر و محبت الفش :آرامش و ایثار دالش: دوستی رایش: رحم و رفاقت .مادر در باران آمد .مادر با یک سبد نان آمد.مادر با دستی پینه خورده آمد.مادر با دلی پراز اضطراب آمد.مادر دلخور از دست فرزند آمد.مادر با قلبی مهربان آمد .به فدای مادر
مینویسم...من دلم میخواهدخانه ای داشته با شم پر دوست...كنج هر دیوارش...دوستانم بنشینند...ارام گل بگو گل بشنو...هر كسی میخواهد واردخانه پر مهر وصفامان گردد ...شرط وارد گشتن شستشوی دلهاست...شرط ان داشتن یك دل بی رنگ وریاست...بر درش برگ گلی می كوبم وبه یادش با قلم سبز بهار مینویسم...ای یار خانه دوستی ما اینجاست...تا كه سهراب نگوید دیگر...خانه دوست كجاست...مینویسم من دلم میخواهد خانه ای داشته باشم پر دوست گنج هر دیوارش دوستانم باشند
۲ نظر:
تو چه مهربونی گلم.بوس
چرا نمی نویسی تنبل ؟ بنویس؟بنویسسسسسسسسس ؟
ارسال یک نظر