۱۳۸۷ تیر ۲۴, دوشنبه

هر چی بود تموم شد

برای من نوشته؛ گذشته ها گذشته تمام قصه هام هوس بودبرای او نوشتم؛ برای تو هوس بودولی برای من نفس بود
نوشته هرچه بود تموم شدنوشتم عمر من حروم شدنوشته رفته ای زیادم نوشتم شمع رو به باد دادم نوشته در دلم هوس مردنوشتم دل توی قفس مرد
لعنت به من که آسون به یک نگات شکستم به این دل دیونه راه گریز و ساده بستم.…

۱ نظر:

ناشناس گفت...

چشم ودلم روشن با كی تموم شد، در این مورد چیزی به من نگفتی . راستی یادت نره خوب فكر كن،خوب خوب فكر كن بعد چیزایی كه آن شب گفتی دوباره با فكر تكرار كن .شاید تكرار نكنی شاید برای همین نوشتی تموم شد.